حقیقت یک رویا...
گاهی وقتها دلم میخواهد بگویم:
من رفتم ؛ باهات قهرم ، دیگه تموم!
دیگه دوستت ندارم …..
وچقدر دلم میخواهد بشنوم:
کجا بچه ی لوس !؟ غلط میکنی که میری …..
مگه دست خودته ؟
رفتن به این راحتی نیست !
اما …. نمیدانم چه حکمتیست که آدمی همیشه اینجور وقتها میشنود :
به جهنم
من رفتم ؛ باهات قهرم ، دیگه تموم!
دیگه دوستت ندارم …..
وچقدر دلم میخواهد بشنوم:
کجا بچه ی لوس !؟ غلط میکنی که میری …..
مگه دست خودته ؟
رفتن به این راحتی نیست !
اما …. نمیدانم چه حکمتیست که آدمی همیشه اینجور وقتها میشنود :
به جهنم
+ نوشته شده در شنبه هشتم مهر ۱۳۹۱ ساعت توسط مهـــدی
|
مهدیار هستم